شما اینجا هستید
اخبار استان » «نمره» استاندار و مدیران کهگیلویه و بویراحمد در انتخابات چند بود؟

کمتر از ۵۱ درصد؛ این میزان رای حسن روحانی رئیس دولت یازدهم و رئیس جمهور منتخب مردم ایران در انتخابات دوازدهم بود که با آرای قریب به ۵۸ درصد در یک رقابت تمام عیار با رقیب سرسختش به پیروزی قاطع رسید.

به گزارش عصرمارون، روز گذشته در تحلیلی با استناد به رای شهرستان های زادگاه نمایندگان استان به شکست ضمنی تاج گردون و زارعی و شکست سنگین هاشمی پور در انتخابات اخیر پرداختیم (اینجا) و در همان مطلب قول بررسی نقش استاندار و مدیران دولتی استان کهگیلویه و بویراحمد را در کسب این رای شکننده دادیم.

لازم است برای شروع بررسی به رای دکتر روحانی در انتخابات ۹۲ در کهگیلویه و بویراحمد اشاره ای کنیم و نکته مهم اینکه محسن رضایی در استان رای اول شد و دلیل آن هم بی شک تعصبات منطقه ای و قومی بود!

اما با این وجود که روحانی در دور گذشته در کهگیلویه و بویراحمد نفر سوم شد اما به علت تعدد کاندیداها رقابت نزدیک بود و اختلاف ناچیز بود؛ با این وجود و تاکید بر پیروزی مجدد ایشان در انتخابات ریاست جمهوری با اختلاف رای بالا در سایر استان ها (بجز چند استان مشخص) طبیعتا باید در کهگیلویه و بویراحمد نیز چنین می شد که نشد!

علت این ناکامی یا حداقل ناهماهنگی رای روحانی در کهگیلویه و بویراجمد با سایر استان ها، قطع به یقین به عملکرد نمایندگان دولت در استان، یعنی استاندار و معاونین وی و مدیران کل دستگاههای دولتی برمی گردد که به تفکیک شهرستان ها نگاه کوتاهی به آن و علت های آن می پردازیم.

روحانی در بهمئی ۴۳ درصد و در لنده ۴۴.۵ درصد رای داشت؛ این شهرستان تقریبا در هر دولتی منتقد هستند و معتقدند حقشان ادا نشده است؛ شاید عمق محرومیت، معطل ماندن مطالبات در سالیان گذشته، عدم توجه به نیروهای این شهرستان در بعد مدیریتی و البته نارضایتی این شهرستان از نحوه توزیع اعتبارات را بتوان دلیل اصلی این موضوع دانست.

بویراحمد و دنا به ترتیب ۴۶.۵ و ۴۷ درصد رای را رئیس جمهور کسب کرد؛ اگرچه مناطق محروم در این دو شهرستان ها بسیار به چشم می آیند اما با وجود تعداد زیادی از مدیران و دو معاون استاندار از شهرستان ها، بنظر می رسد رای ناامید کننده روحانی به دلیل تبعیض در چینش و انتخاب مدیران از این شهرستان ها و همچنین تبعیض هایی که مردم بخش های مختلف دیده اند باعث شده تا اختلاف آرا معناداری رئیسی و روحانی در بخش های مختلف بویراحمد داشته باشند این در حالی است که همین مردم سید باقر موسوی و زارعی را در مقابل هدایت خواه و مسعود حسینی انتخاب کردند!

موضوع در باشت کمی عجیب تر به نظر می رسد، رای ۴۸ درصدی روحانی در مقابل ۵۲ درصد رای رئیسی در شهرستانی که زادگاه نماینده مدعی اصلاح طلبی و حمایت از دولت است، مایوس کننده است، مضاف بر اینکه تعداد زیادی از مدیریت های مهم در اختیار نیروهای این شهرستان کم جمعیت است.

اما با این وجود چطور پایگاه رای تاج گردون و چند مدیرکل (جهاد کشاورزی – آموز ش و پرورش – کار و …) و یک معاون استاندار به شکست رئیس جمهور در این شهرستان منجر شده است؛ جای واکاوی دارد و اینکه این مدیران نتوانسته اند حتی در زادگاه خود رئیس جمهور را به پیروزی برسانند قطع به یقین عملکردشان در کل استان نیز چنین است.

در چرام زادگاه استاندار که تعدادی از مدیران کل استانداری نیز از این شهرستان هستند، در دور گذشته روحانی بیشترین رای را نسبت به سایر شهرستان های استان کسب کرد، اما اینبار کمتر از ۵۰ درصد آرا را گرفت تا عملکرد خادمی و همتباران چرامی اش در پیشی گرفتن رئیسی از رئیس جمهور دولتشان در زادگاهشان، برایشان زنگ خطری باشد.

اما در کهگیلویه با رای ۵۴ درصد و در گچساران با رای ۶۲ درصد هواداران روحانی خوش درخشیدند، اگرچه برخلاف تصورات این دو شهرستان سهم کمتری نسبت به باشت و بویراحمد در مدیریت ها دارند، اما نشان داده اند روحیه اصلاح طلبانه تری دارند و اگر رای این دو شهرستان نبود، رئیس جمهور در استان کهگیلویه و بویراحمد همین پیروزی شکننده را هم کسب نمی کرد.

بخشی از مدیران هم که غیربومی ها هستند و خوشبینانه می توان گفت تعداد زیادی از آنها در حال گذراندن دوران کارآموزی برای ارتقا در استان خود هستند و قطع به یقین این دسته از مدیران که نگاه به دهان نمایندگان دوخته اند، نه دولت مستقر؛ اگر سهمی در ریزش رای دولت نداشته اند حداقل رایی هم جذب نکرده اند.

واقعیت اینست عملکرد استانداری و مدیران کل باعث نشد تا دولت یازدهم مقبولیتی بدست آورد چرا که همین رای مدیون روحیه اصلاح طلبی مردم بوده است و نمره نمایندگان دولت در استان نمره قبولی نخواهد بود و با خبرهایی که در تغییر کابینه دوازدهم نسبت به کابینه فعلی است، دور از انتظار نیست این موج نغییرات کهگیلویه و بویراحمد را هم درنوردد.
بویرنیوز

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  1. محمد رضا کیانفر

    سرور گرامی خانم هاجر چنارانی نماینده ی محترم شهرستان نیشابور و شهر فیروزه.
    شما در نخستین نطق خود در صحن علنی ی مجلس سخنانی فرمودید که مرا ناامید کردید و از آن دلبستگی که در اثر نطقهای تبلیغاتی ی پیش از انتخابتان در من ایجاد شده بود تا حد زیادی کاستید، به این جهت بر خود لازم می دانم دقایقی از وقت گرانبهایتان را بگیرم و چند جمله در نقد فرمایشات شما به حضورتان تقدیم کنم تا شاید برایتان حکم زنگ اخباری داشته باشد که جبران مافات نمایید و جایگاه شایسته ای را در قلوب امثال من پیدا کنید.
    بانوی محترم، شما از چه کار آقای احمدی نژاد راضی بودید که آنقدر وقت و انرژیتان را برای سفرهای استانی ی وی تلف کردید؟ در صورتیکه می توانستید از آن وقت گرانبهاتر از طلا و انرژی ی ارزشمندتر از جواهرتان در جهت رفع مشکلات و ترمیم خرابیهایی که وی در طول هشت سال ریاست جمهوری اش بر سر این کشور و این مردم آورده بود استفاده نمایید، آقای احمدی نژاد در طول مدت ریاست جمهوری اش کارهای مثبت زیادی انجام داد ولی به نظر من دو کارش بسیار نابخردانه بود:
    یکی بی ادبیها و بی تربیتیها و فحاشیهایی که نسبت به دیگران از جمله کشورهای دیگر و مخصوصاً اسرائیل ادا می کرد و باعث دشمن تراشی و انتقامجویی در آنها گردید که تحریممان نمودند و چوبش را ما مردم باادب خوردیم، در صورتیکه شما که شخص فرهیخته و فرهنگ دوست و آشنا به تمدن هستید می دانید که این لحن گفتار درخور انسانهای فهیم نیست بلکه از خصوصیات بشرهای دورانهای گذشته که هنوز به مرحله ی تمدن نرسیده بودند و در جهالت به سر می بردند می باشد.
    و دیگری قطع سوبسید قبل از آنکه منبع مطمئن دیگری را جایگزین آن کند که بازهم هزینه اش را ما مردم فقیر پرداختیم، وی درست مثل اینکه بخواهد بچه را گول بزند چهل و پنج هزار و پانصد تومان یارانه به دستمان داد و به جای آن چهارصد هزار تومان سوبسید را از جیبمان برداشت که این کارش کاملاً زرنگی به حساب می آید و نشانی از مردانگی ندارد.
    شما فرمودید: تقاضای مردم و رهبری مقاوم سازی ی اقتصاد، ایجاد اشتغال و حل مشکلات تولید می باشد که توفیق چندانی حاصل نشده است، همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند مشکلات کشور ناشی از مدیریت ضعیف، بی حال، ناامید، غیر انقلابی و بی تحرک است، این مشکلات زمانی حل می شود که مدیریت انقلابی، فعال، پرتحرک و کارآمد بر کشور حاکم شود و امیدواریم ملت ایران در بیست و نهم اردیبهشت این مشکل را علاج کند.
    سرور عزیز، اگر دقیقتر و منصفانه تر به رویدادها نظر بیفکنید حتماً گواهی خواهید داد که آقای روحانی بزرگترین مانع سر راه این آرزوی مردم و رهبری را که تحریمهای بانکی و معاملاتی بود از میان برداشت و جاده را برای رشد اقتصاد و ایحاد اشتغال در کشورمان باز کرد، همان موانعی که در اثر بی خردی ی آقای احمدی نژاد برایمان ایجاد گردیده بود، اما اینکه شما مشکلات کشور را ناشی از مدیریت غیر انقلابی ارزیابی کرده اید و راه حل آنها را مدیریت انقلابی معرفی نموده اید به نظر من کاملاً اشتباه است زیرا به عنوان محقق تاریخ معتقدم اکثر قریب به اتفاق مشکلات ما ناشی از عملکردهای انقلابی که طی ی ۳۹ سال گذشته اعمال کردیم می باشد و تا زمانی که رویه ی انقلابی مان را کنار نگذاریم و به روشهای اصلاح طلبانه متوسل نگردیم به هیچوجه موفق به حل مشکلات بیشمارمان نخواهیم شد.
    خواهر گرامی، حل کردن مشکلات جامعه با توسل به روشهای انقلابی مناسب این زمان که در قرن ۲۱ یعنی قرن انفجار اطلاعات و اوج فرهنگ زندگی می کنیم نیست بلکه امروز انسانها مشکلاتشان را از طریق دوستی و محبت و احترام به یکدیگر حل می کنند، اینکه آقای حسن روحانی گوشی ی تلفن را برمی دارد و ۲۱ دقیقه با آقای باراک اوباما صحبت می کند نشان دهنده ی هوشمندی ی وی و درک درست او از شرایط و مناسبات قرن حاضر است و شما مطمئن باشید که از این رویه اش نتیجه ی آبرومندانه و افتخار آمیزی خواهد گرفت.
    شما در سخنرانی تان خواستار تکرار تجربه ی هشت سال جنگ تحمیلی در اداره ی امور کشور شده اید در صورتیکه به خوبی می دانید حاصل آن تجربه ی هشت ساله بیش از ۳۰۰ هزار شهید و تعداد بیشتری معلول و اسیر و میلیاردها خسارت بود و خدا نکند دوباره چنان تجربه ای نه تنها در کشور ما بلکه در هیچ کشوری رخ دهد زیرا جنگ با هر هدفی که باشد مایه ی عقب ماندگی و ذلت و ضعف جامعه می گردد.
    شما همچنین گفتید: اقتصاد مقاومتی ساختاری نظام مند دارد که در آن تهدیدها به فرصتها تبدیل شود و زمینه ی رشد و توسعه ی اقتصادی و نهایتاً عدالت اجتماعی به وقوع بپیوندد، اقتصاد مقاومتی با اتکا به نیروهای درونی به دنبال تبدیل شدن به اقتصاد پیشرو و قدرتمند است، تجلی ی اقتصاد مقاومتی در حوزه ی تولید است و در این حوزه عوامل مهم و زیادی تأثیر دارد از جمله مواد اولیه، دانش و فن آوری، نیروی انسانی، شرایط محیطی و اقلیمی و همچنین سرمایه، در حال حاضر مهمترین ماده ی اولیه در اقتصاد در دنیا نفت و گاز است که ایران منابع غنی ی نفت و گاز در اختیار دارد، از لحاظ دانش و فن آوری نیز استعدادهای فوق العاده ای در کشورمان داریم، حدود سی میلیون نیروی کار ساده و جوان و شرایط اقلیمی و فیزیکی ی ایران، ظرفیتهای بسیاری برای اقتصاد مقاومتی ایجاد کرده است، مهمترین مشکل ما در حال حاضر بالا بودن نرخ بیکاری است که باعث افزایش آسیب های اجتماعی می شود، باید در سایه ی بسیج همه با هم در ریشه کنی ی بیکاری متحد شویم با ایجاد تعاونیهای روستایی، اتحادیه های کارآفرینی، اشتغال پایدار به خصوص در روستاها فراهم آوریم و از مهاجرت جلوگیری کنیم چرا که مهاجرت باعث حاشیه نشینی، اعتیاد، فساد و بی بند و باری، طلاق و هزاران آسیب اجتماعی در جامعه می شود، باید سه قوه ی مجلس، قضاییه و مجریه همه با هم به دنبال حل مسئله باشیم، در راستای اشتغال به اقشار آسیب پذیر جامعه به خصوص معلولان، به خصوص زنان سرپرست خانوار و به خصوص زنان بدسرپرست توجه ویژه شود، با افزایش وابستگی به اقتصاد غرب ولو به صورت کلامی، شکنندگی ی اقتصاد کشور افزایش می یابد.
    همشهری ی با عزت، این فرمایشات شما بر ملا کننده ی این واقعیت است که نظام جمهوری ی اسلامی طی ی ۳۹ سال حاکمیتش نه تنها نتوانسته معضلات جامعه را بر طرف کند بلکه تا حد زیادی بر آنها افزوده است اما در مورد راه حلهایی که ارائه داده اید و اقتصاد مقاومتی در رأس آنهاست باید به عرضتان برسانم که اقتصاد مقاومتی تنها یک شعار است که هیچگونه پایه ی علمی و قابلیت اجرایی ندارد زیرا فاقد عنصر اصلی ی اقتصاد که سرمایه است می باشد و مشخص نیست که سرمایه ی لازم برای اجرای اقتصاد مقاومتی از چه منابعی باید تأمین گردد، درآمد ملی ی ما که نفت است در شرایط فعلی کفاف مخارج گزاف کشورمان را نمی دهد پس حساب بازکردن روی درآمد نفت برای ایجاد اقتصاد مقاومتی بیشتر به یک خوش خیالی ی ذهنی شبیه است تا یک واقعیت عینی و قابل دسترسی.
    اگر نظر مرا بخواهید تنها راه ایجاد اشتغال در کشور ما سرمایه گذاری ی خارجی است و آنهم در صورتی امکان پذیر است که وضعیت سیاسی ی مملکت دارای سامان گردد و آنهم در صورتی به سامان می رسد که مخالفین نظام از حق اظهار نظر و انتقاد برخوردار باشند یعنی قانون به همان اندازه که از موافقین نظام پشتیبانی می کند از مخالفین نظام هم حمایت نماید و به همان مقدار که موافقین نظام از امکانات بیت المال برای تبلیغ افکارشان استفاده می کنند مخالفین نظام هم از آن بهره مند گردند.
    فقط در این حالت سرمایه دار خارجی رغبت می کند سرمایه ی عزیزتر از جانش را به مملکت ما بیاورد آن را به کار اندازد و سود حلالتر از شیر مادرش را نوش جان نماید، در غیر اینصورت نه تنها هیچ سرمایه داری در کشور ما سرمایه گذاری نمی کند بلکه سرمایه داران وطنی نیز همانگونه که طی ی ۳۹ سال گذشته سرمایه های خودشان را از کشور خارج کرده اند فرار سرمایه ادامه خواهد یافت و وضعیت اقتصادی ی ما از اینکه هست وخیمتر خواهد شد.
    اینکه آرزو کردید ۲۹ اردیبهشت ۹۶ آقای روحانی سرنگون گردد به نظر من اگر خدای نخواسته این آرزوی شما تحقق یابد مسلماً به ضررمان خواهد شد زیرا وی در چهار سال ریاست جمهوری اش راه تعامل با غرب را هموار کرده و تا حد زیادی شرایط سرمایه گذاری ی خارجی را فراهم ساخته که اگر در چهار سال پیش رو نیز رویه اش را ادامه دهد قطعاً اقتصاد کشورمان را به مقصد مطلوبی خواهد رساند پس از شما خواهر عزیز انتظار دارم تا این حد بدبین نباشید و بیشتر نسبت به آینده امیدوار باشید. با آرزوی موفقیت شما، محمد رضا کیانفر ۰۹۳۶۵۴۷۶۳۲۲

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

عصر مارون | فراتر از خبر کهگیلویه و بویراحمد