شما اینجا هستید
اخبار استان » جوابیه‌ای به مطالب «استاندار دهلرانی و فرجام بچه‌های کهگیلویه بزرگ»؛ سوء استفاده از نام «کهگیلویه»/ احمدی نگاه فرا منطقه‌ای دارد این را بفهمیم/ تمام نگاه‌های ویژه به کهگیلویه بزرگ

صدا چه از گلوی حاج عدل بلند شود، چه از افطاری سیدضیا باشد و چه از قلم آن اسم مستعاری که نام و نشانش مشخص نیست، بوی تفرقه می‌دهد. این «کهگیلویه، کهگیلویه کردن‌ها» هدفش نه مردم کهگیلویه بزرگ است و نه آن جوان نخبه‌ای که در کنج بی توجهی مانده است اتفاقاً هدفش روشن است، هدف این صداها باج است و باج خواهی، آن هم برای نیروهایی که خوب ستاد آقایان را جارو کشیده‌اند و چای دم کردنشان لب سوز و لب دوز بوده است و گر نه چرا هر چه فریاد می‌زنیم که احمدی استاندار فراجناحی و فرامنطقه ای کسی نمی‌شنود. البته دلیلش واضح است: «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من/ البته آنچه به جایی نرسد، فریاد است».
آقایانی که قلم به دست می‌گیرند و در بازاری که هر تهمتی خریدار دارد، مطلب به منصه انتشار می‌گذارند، از توجه به منطقه خاص می گویند، شاید منظورشان گچساران باشد که البته جالب است که مردم شریف کهگیلویه بدانند که اولین مدیر ستادی که توسط علی محمد احمدی عزل شد، داریوش مظفر از بچه‌های گچساران بود و به جای وی خدادوست موسوی بر منصب مدیرکلی دو اداره کل مهم استانداری یعنی امور روستایی و مدیریت بحران تکیه زد و شاید هم حوزه بویراحمد را بگویند، حوزه‌ای که دو معاون سیاسی و عمرانی در زمان موسی خادمی داشت و هر دوی آنها با آمدن احمدی رخت سفر به تن کردند و غزل خداحافظی خواندند اما معاون کهگیلویه‌ای استاندار سابق به عنوان مشاور ویژه استاندار فعلی منصوب شد و اتفاقاً امروز مجید محنایی عهده دار کارهای مهمی در عرصه اقتصاد استان است.
این روزها عده‌ای صدایشان را بلند کرده‌اند و قلم‌هایشان را از قلمدان درآورده که با پیراهن عثمان کردن موسی خادمی، علی محمد احمدی را خلع سلاح کنند و حالا کسی نداند می‌گوید که موسی خادمی محبوب همگان بود و احمدی از پشت خنجر کشید و او را از صحنه بیرون کرد. اتفاقاً اینگونه نیست و تنها کسی که شاید بر اقدامات خوب خادمی صحه گذاشته باشد همین احمدی است نمونه‌اش فرماندار بهمئی که در دوران خادمی حکم سرپرستی گرفت و در دوران احمدی فرماندار شد وگرنه بزرگترین نقادان خادمی که همین رسانه‌های استان بودند، من از کاسه‌های داغ‌تر از آش این روزها می‌پرسم، لیست استخدام‌های طایفه‌ای را چه کسی منتشر کرد، احمدی بود یا همین رسانه‌های استان، چه کسی افشا کرد که برادر خادمی و همسر معاونش در ادارات به کار گرفته شده‌اند، رسانه‌های بومی بودند یا استاندار دهلرانی؛ کدامیک از ما بیشتر علیه خادمی شوریدیم، احمدی یا خود مردم کهگیلویه و بویراحمد.
می‌گویند که ابراهیم کشاورز پس از یک دهه مدیریت بر عرصه اقتصادی استان، غزل خداخافظی سروده است اما با بی انصافی نمی‌گویند که جایگزین وی، غضنفر آرام اتفاقاً از نیروهای کهگیلویه است. می گویند کرامت کریمی عزل شد اما نمی‌گویند که علی پرواز بازهم از دیار مردم شریف کهگیلویه بزرگ بر صندلی او تکیه زد تا نظارت بر امور بخشداری‌ها و فرمانداری‌ها باز در دستان یک کهگیلویه‌ای باشد.
شنیده شده است که به زودی سکان جهاد کشاورزی کهگیلویه و بویراحمد نیز به دستان یکی از نیروهای کهگیلویه بزرگ سپرده می‌شود تا مدیریت مهمترین بخش‌های اقتصادی استان به دستان نیروهای کهگیلویه بزرگ باشد و حالا قضاوت با شما خواننده هم استانی، با این همه نگاه ویژه به کل کهگیلویه و نه یک طایفه خاص از آن، آیا حق استاندار است که زیر نقدهای بی انصافانه برخی باشد؟
این نقدها صدای تفرقه می‌دهد، تفرقه و جدال بین گرمسیر و سردسیر، کهگیلویه و گچساران، کهگیلویه و بویراحمد وگرنه این «تودیع شدن‌های نیروهای کهگیلویه» کجاست که «بی معارفه» مانده است. هدف چیز دیگری است، هدف باج خواهی است برای آبدارچی‌های ستادشان و نیروهای دست به سینه‌شان و گرنه نام «کهگیلویه بزرگ» یک سوء استفاده بزرگ است در کلامشان.کبنا

 

استاندار دهلرانی و فرجام بچه‌های کهگیلویه بزرگ/ فرزندان کهگیلویه تودیع می‌شوند!

غلامعباس امیدوار
استاندار دهلرانی و فرجام بچه‌های کهگیلویه بزرگ/ فرزندان کهگیلویه تودیع می‌شوند!

مقدمه: نگارنده این سطور کهگیلویه‌ای نیست، ولی از آنجایی که به توازن و تعادل منطقه‌ای در کلیه حوزه‌های انسانی، بودجه‌ای و … توجه دارد، کم‌لطفی و بی‌مهری به مناطق را عامل تشتت و ناامیدی و نابرابری می‌داند که منجر به کم رنگ شدن عرق مردم استان به همدیگر و هدر رفتن استعدادها می‌شود و منطقه مغفول و مظلوم واقع شده را به بیگانگی از سایر استان می‌کشاند و در لاک دفاع و موضع منفی می‌برد؛ چونان کم‌توجهی که سال‌های نه چندان دور نسبت به گچساران روا داشته شده بود!

با آمدن استاندار غیربومی، این باور و امید ایجاد شد که دیگر نگاه‌های منطقه‌ای و دسته‌بندی‌های گوناگون کم رنگ می‌شود و استاندار غیربومی چونان داوری میان مناطق استان عمل می‌نماید و با توجه به اینکه ریشه در خاک هیچکدام از مناطق استان ندارد، بتواند توازن و تعادلی میان همه مناطق ایجاد کند و همچون داوری ناظر بر عملکردها باشد و در چینش نیروهای انسانی نیز برترین‌ها را از همه مناطق استان، برگزیند و شائبه منطقه گرایی و عدم استقلال استاندار از تابوهای مرسوم از بین برود.
استاندار دهلرانی از ابتدا بر مبارزه با قوم گرایی و منطقه گرایی تأکید داشت و شایسته سالاری را مرام و برنامه خویش اعلام کرد و بر مبارزه با نابسامانی‌های اداری و استخدامی که منشأ قومی و منطقه‌ای دارند، تأکید داشت. اما در منظر وی، گویی نیروهای انسانی یک منطقه یا طایفه خاص استان مثال نقض شایسته سالاری بودند و آنها معیار قوم‌گرایی و منطقه گرایی و ناکارآمدی اداری استان هستند و می‌بایست به سمت حذف آنها حرکت کرد. از همین رو، در اولین تحولات مدیریتی به حذف برخی از نیروهای آنها (حذف یکی از معاونین استاندار) اقدام کرد و پس از آن حرکت شتابدار حذف بچه‌های کهگیلویه ادامه پیدا کرد و با حذف مدیرکل تحول اداری استانداری و مدیرکل بحران استانداری و مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری، عملاً کانون قدرت سیاسی و اداری استان (استانداری) که می‌بایست نماد حضور و انسجام کلیه نیروهای انسانی از مناطق استان باشد، اندک اندک از بچه‌های کهگیلویه خالی می‌شود.
استاندار که در اولین روزهای استقرار خویش، خادمی را نماد طایفه گرایی معرفی کرد، قصد بر حذف نیروهای منتسب به وی کرد و اما در عمل گویی کل کهگیلویه بزرگ را طایفه خادمی دیده و بدون ملاک قرار دادن شایستگی و عدم شایستگی، صرفاً انتساب طایفه‌ای و منطقه‌ای را معیار حذف آنها قرار داده است و در این رهگذار قطعاً در آینده به نصب افرادی از این مناطق نیز چندان روی نخواهد آورد؛ که در منظر وی گویی هیچکدام شایستگی ندارند! بدیهی است که نه واگذاری کامل امور به یک منطقه و طایفه منطقی است و نه حذف کامل نیروهای یک طایفه یا منطقه؛ چراکه هر دو رویکرد به تشتت و تفرقه و ناموزونی و بی‌تعادلی می‌انجامد.
هیچ سابقه‌ای از آشنایی و رقابت میان استاندار سابق و ایشان وجود ندارد که بتوان بر مبنای آن، ریشه خصومتی پیدا کرد، ولی به نظر می‌رسد که وی با استاندار سابق ضدیت اساسی دارد و با توجه به اظهارات وی، منشاء آن طایفه گرایی بوده است. اگر نفرت استاندار از طایفه گرایی به این حد باشد که دامن یک حوزه بزرگ (کهگیلویه) را بگیرد، جای تأمل است که چرا در خصوص یکی از نمایندگان استان که در منظر عمومی متهم به طایفه گرایی است، چنین رویکردی اتخاذ نکرده است!؟ با این اوضاع به نظر می‌رسد کدورت استاندار از استاندار سلف خویش، فراتر از مسائل طایفه‌ای بوده و به مسائل منطقه‌ای تسری پیدا کرده است و در بی‌یاوری، مدیران این مناطق یکی پس از دیگری از هر طیفی (چپ، راست، لاهوتی، منطقی و ….) حذف می‌شوند و دامنه آن به خارج از استانداری نیز تسری پیدا کرده، مدیرکل امور اقتصاد و دارایی (که از منسوبین غیرسیاسی استاندار سابق بود) به زیر کشیده شد، در هفته گذشته آخرین بازمانده مدیریت‌های دانشگاهی بچه‌های کهگیلویه بزرگ (دکتر ظریفی) برکنار شد و حسب اخبار رسانه‌ای جایگزین مدیرکل بهزستی استان مشخص شده و زمزمه حذف برخی از دیگر مدیران آنها نیز شنیده می‌شود. بیم آن می‌رود که از قهر و غضب، کارشناسان عادی این مناطق در استانداری به بخشداری‌های چاروسا و سرفاریاب و…. کوچانده شوند!
بازیگردانی فرزندان کهگیلویه در این میان نیز محل تأمل است؛ رضاتوفیقی که ریاست ستاد روحانی را بر عهده داشت و از قدرت سیاسی بالایی برخوردار است، با ورود پررنگ و هزینه‌کرد جایگاه خویش، در انتصاب پرحاشیه معاون سیاسی استاندار اصطلاحاً کوپن خویش را خرج کرد و چیزی از آن را برای حمایت از بچه‌های کهگیلویه (از جمله آن معاون دیگر) در فضای رسانه‌ای و سیاسی خرج نکرد.
شاید این روزها پرخاشگری‌ها و اعتراضات نماینده کهگیلویه انعکاسی از عملکرد استاندار در قبال حوزه انتخابیه وی باشد. اگرچه گاهی برخی بچه‌های کهگیلویه (غالباً با رویکرد سیاسی) اعتراضات حاج عدل را به سخره می‌نگرند، ولی واقعیت همان است که خود گفته است؛ در ادوار گذشته که از قضای روزگار عدل هاشمی در قرب‌های قرارگاه خاتم الانبیاء مسئولیت داشت، استاندار فعلی در قامت نماینده دهلران درب‌های قرارگاه را از پاشنه می‌کند تا شاید عدل هاشمی پور برای وی طرح و پروژه‌ای را به سرانجام برساند!
النهایه؛ استاندار دهلرانی باید بداند که بچه‌های کهگیلویه همیشه و در همه صحنه‌های سیاسی و اجتماعی بوده‌اند و نمی‌شود آنها را فراموش کرد. در ادوار گذشته فرزندان کهگیلویه سکانداران امور قضایی، اداری و سیاسی استان بودند و یقیناً فرجام امر اینگونه نخواهد ماند و خویش را برخواهند کشید.

پی نوشت:
۱)از زمان ورود استاندار تا به امروز، تنها کسانی که شجاعانه در مقابل استاندار ایستاده و حرف خویش را بیان کرده‌اند، فرزندان کهگیلویه بوده‌اند؛ از اعتراضات حاج عدل در مراسمات عمومی تا موضع سید ابراهیم کشاورز در جلسه شورای اداری در مقابل استاندار (که شاید همین امر باعث عزل وی شد).
۲)نباید منکر تغییر و تحول مدیریتی بود و قطعاً استمرار برخی از مدیریت‌ها ضرورتی ندارد، ولی می‌توان از سایر افراد شایسته این شهرستان نیز استفاده کرد.
۳)در نقد استاندار باز هم خواهیم نوشت؛ در سایر امور

تا موضع سید ابراهیم کشاورز در جلسه شورای اداری در مقابل استاندار (که شاید همین امر باعث عزل وی شد).
۲)نباید منکر تغییر و تحول مدیریتی بود و قطعاً استمرار برخی از مدیریت‌ها ضرورتی ندارد، ولی می‌توان از سایر افراد شایسته این شهرستان نیز استفاده کرد.
۳)در نقد استاندار باز هم خواهیم نوشت؛ در سایر امور

منبع :کبنا

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

عصر مارون | فراتر از خبر کهگیلویه و بویراحمد