سه شنبه, ۸ مهر , ۱۳۹۹ ساعت تعداد نوشته های امروز : 0×
  • اوقات شرعی

  • هزار خورشید تابان

    ارسال توسط : نویسنده : سمیرا احمدی|دبیر بخش فرهنگی
    همه چیز از آن جایی شروع می شود که خالد حسینی تصمیم می گیرد تابش زنان پوشیده شده با برقع سرزمین اش را، روی کاغذ بیاورد و به چشم و ذهن تمام مردم جهان، پیوندشان دهد! سمیرا احمدی نگاهی انداخته به کتاب هزار خورشید تابان اثر فاخر خالد حسینی و به زیبایی خواننده را به کلمات کتاب پیوند می دهد
    هزار خورشید تابان

    همه چیز از آن جایی شروع می شود که خالد حسینی تصمیم می گیرد تابش زنان پوشیده شده با برقع سرزمین اش را، روی کاغذ بیاورد و به چشم و ذهن تمام مردم جهان، پیوندشان دهد!
    هزار خورشید تابان، روایت تکان دهنده زندگی های سخت، مسکوت و صبورانه زنان، دختران و مادران افغان است که در طی سال های متمادی، از سوی مردان جامعه مورد ستم قرار گرفته اند.
    داستان با مریم_شخصیت اصلی_ آغاز به کار می کند و با زشتی ها و سیاهی های ظلم علیه زنانگی های مریم در خانه جلیل_پدرش_ و احمد_همسرش_ ادامه می یابد. دردِ تنهایی این زن ، که نه خانواده حمایت گر و نه شوهر ملاحظه گری دارد؛ مخاطب را بارها و بارها تحت تاثیر و تاثر قرار داده و بعض را مهمان گلویش می کند!‌
    خالد حسینی داستان را به گونه ای تحریر کرده است که مخاطب متوجه می شود “زن” در افغانستانِ وقت، به شکل تحقیر آمیزی به ابزاری در دست مردان تبدیل شده است و کوچک ترین اختیاری از خود برای انتخاب شیوه زندگی ندارد و در صورت هر گونه تخطی از مرزهای تعیین شده از سمت جامعه مردسالار، دچار ضرر و زیان های روحی و جسمی می شود!
    البته نویسنده پس از به نگارش درآوردن مقداری از پستی و بلندی های زندگی رنج آور مریم، شخصیت زن دیگری به نامِ “لیلا ” را به داستان اضافه می کند تا عنصر گران مایه “عشق” را همراه با خود به اثر، وارد کند.
    لیلا که از پدری تحصیل کرده و اهل مطالعه است؛ دل در گرو طارق پسر همسایه دارد که با آتش سوزنده جنگ، نه تنها شهر، کشور و خانواده اش را از دست می دهد؛ بلکه از عشق نیز جدا می افتد و بالاجبار و برای ادامه حیات، به عقد احمد در می آید و به خانه مریم می رود!
    از آن پس، دو زن از دو نسل متفاوت، در یک خانه و تحت تسلط یک مرد میانسال قرار می گیرند و نشان می دهند گذشت سال های متمادی، تفاوتی در دیدگاه مردان نسبت به زنان ایجاد نکرده است!
    گرچه هر دو زن، بارها مورد تعرض روحی قرار گرفته و در حد غیر قابل تصوری از ” حقارت” به زندگی خود ادامه می دهند؛ اما جالب است که در ساعت های طولانی مدت سکوتشان، در آن نوع شرایط و سیستم حاکم، به نوعی مبارزه ای سرسختانه بر علیه مرگ و نیستی انجام داده و سعی بر پیش برد زندگی تا رسیدن به مرحله رهایی دارند.
    علاوه بر موارد گفته شده، داستان هزار خورشید تابان خالی از اشارات تاریخی نبوده است و بارها در طی داستان، خواننده با حوادث و شخصیت های سیاسی افغاستان از جمله جنگ روس ها و مجاهدین، احمد شاه مسعود، حکمت یار، جنگ داخلی قومیت های افغانستان و سپس روی کار آمدن طالبان آشنا و همراه می شود.
    اثر مذکور، علاوه بر دارا بودن محتوایی تاثیر گذار ، حاوی توصیفات دقیق، دیالوگ های مناسب، نثری ساده و صمیمی و فضاسازی هایی ملموس است که به خواننده فرصت همراه شدنِ هر چه تمام تر با متن پیش رو را می دهد. علاوه بر این، داستان به لطف کشمکش های فراوان و دارا بودن صحنه هایی حادثه خیزِ، کشش کافی برای ادامه را در خواننده ایجاد کرده و اجازه نیمه تمام رها شدن را به مخاطب اش نمی دهد. در پایان نیز، با صحنه هایی تاثیر گذار خواننده را مبهوت، مغموم و حتی امیدوار، بر جای خود میخکوب می کند و تا ساعت ها افکار مخاطب را به خودش معطوف می کند. و تمام این گفته ها دلایلی است بر ارزش صرف وقت جهت مطالعه کلماتِ ساده و صمیمی خالد حسینی در کتاب هزار خورشید تابان!

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم تحریریه منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.