حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۰ 7 رمضان 1442 Sunday, 18 April , 2021 ساعت تعداد نوشته های امروز : 1×
  • ما را دنبال کنید!

    نمی توان تصایر با بارگذاری کرد!
  • ریشه های اجتماعی تکدی گری

    شناسه : 927 23 آذر 1399 - 14:31 ارسال توسط : نویسنده : دکتر چمران موسوی
    تکدی گری موضوعی اجتماعی و شهری است که سال‌هاست وجود دارد و موجب اختلاف میان مسئولان؛ پدیده‌ای آمده از فقر شهری و آسیبی اجتماعی که راه‌حلی خطی ندارد.
    ریشه های اجتماعی تکدی گری

    تکدی گری موضوعی اجتماعی و شهری است که سال‌هاست وجود دارد و موجب اختلاف میان مسئولان؛ پدیده‌ای آمده از فقر شهری و آسیبی اجتماعی که راه‌حلی خطی ندارد.
    این یک واقعیت است که تا زمانی که فقر شهری سروسامان نگیرد و ساختار های حمایتی و هدایتی مدرن نشود، این آسیب اجتماعی به حیات خود ادامه خواهد  داد.
    ساختار فعلی اقتصادی زمینه چنین مسأله ای را فراهم آورده است و تا زمانی که اصلاح نشود، شاهد تکدی گری خواهیم بود
    گفتن از جمع‌آوری کودکان و زنان متکدی، ممنوعیت فعالیت و … بدون مهیا کردن زیرساخت‌ها درنهایت به ضرر این کودکان و خانواده‌هایشان خواهد بود؛ نتیجه‌گیری‌ که تجربه‌های توسعه هم بر آن صحه می‌گذارد، چون این زنان و کودکان نان‌آوران خانواده‌هایشان‌اند.
    تکدی گری خیابانی کودکان موضوعی است که نیاز دارد ریشه‌های جامعه‌شناختی‌ آن به خوبی دیده شود، البته برمبنای واقعیت‌ها، نه رویای مدیران. تصمیم به ممنوعیت و جلوگیری و حتی جمع کردن کودک متکدی و حتی کار نتیجه فشار افکار عمومی است.شاید سلبریتی‌هایی هم دلسوزی‌هایی کرده باشند، در نتیجه مقامات اداری واکنش‌ نشان داده و طرح‌هایی ارایه می‌دهند، اما واقعیت این است که فقر آن‌قدر قدرتمند است و ابعاد پیچیده‌ای دارد که نمی‌توان با دستورالعمل‌ حلش کرد. باید پذیرفت برخی ساختارها‌‌ در ایران فقرآفرین‌اند، حتی اگر متکدیان خارجی باشند؛ اینکه بگوییم افغانستانی‌ یا پاکستانی اند مسئولیت از روی دوش‌مان برداشته نمی‌شود.
    متاسفانه دستگاه‌های دولتی‌ ما پیش از اینکه دستگاه سیاست‌گذار باشند، دستگاه توزیع پولند، بنابراین تا زمانی که پول وجود دارد، این دستگاه‌ها خوب کار می‌کنند، اما وقتی کفگیر به ته دیگ می‌خورد، با خلأها بیشتر از قبل روبه‌رو می‌شویم. بسیاری از کشورها توسعه یافته، دولت‌های پولداری ندارند، اما شهروندان‌شان با استانداردهای خوبی زندگی می‌کنند، چون سیاست‌های اجتماعی در این کشورها تعریف شده و سازوکارهای مناسبی پیش‌بینی شده‌ است. مددکاری اجتماعی در این کشورها وجود دارد و مدرسه به‌عنوان خانه اجتماعی کار می‌کند، البته ما همه اینها را داریم، اما جدا از هم هستند. با این سیستم اداری نمی‌توان امید به حل آسیب‌های اجتماعی داشت، جامعه مدنی هم خیلی ضعیف‌تر از اینهاست که بتواند کاری پیش ببرد.
    در جامعه ایران همکاری پایین است و بی‌اعتمادی بسیار. موجودی سرمایه اجتماعی‌ هم پایین است. نهادهای اجتماعی موجود هم کارکرد واقعی خودشان را ندارند و عموما با نگرش سنتی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. به‌عنوان مثال نیروی ‌کار بسیج می‌کنند برای ساختن مدرسه و … درحالی‌که عمر کارهایی از این جنس تمام شده است. در جامعه کنونی باید فقرا را توانمند کرد تا بتوانند قابلیت پیدا کنند سازمان اجتماعی بسازند. با توزیع غذا و دلسوزی این مسأله اجتماعی حل نمی‌شود.

    این مطلب بدون برچسب می باشد.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم تحریریه منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.