هدف عصر مارون گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید کل یا بخشی از محتوای آن نیست. بدون طینت ماضی وفردا ، از حال میگویم ، چونان پلاک یک شهید چنان حقیقت جو می شوم ، که یک شاعر قافیه راجستارمیشود ، وامانده درکشاکشی کند ، به تقویم شتاب میبخشم ، […]

  • نویسنده : سید غفار فتحی
  • هدف عصر مارون گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید کل یا بخشی از محتوای آن نیست.

    بدون طینت ماضی وفردا ، از حال میگویم ، چونان پلاک یک شهید چنان حقیقت جو می شوم ، که یک شاعر قافیه راجستارمیشود ، وامانده درکشاکشی کند ، به تقویم شتاب میبخشم ، مفهوم رابه تک گویی بی رحمانه ای مبدل می کنم ، تاکلیت های توخالی آنانی که بدون آفریدن نقادی می کنند ، باجنگ افزار ناممکن به آن هابفهمانم ، که دگماتیسم عملکردشان محکی از سنجش ندارد ،

    جناب آقای حاج عدل هاشمی،نماینده محترم حوزه ی ، شهرستان های چهارگانه ی کهگیلویه بزرگ،درمجلس شورای اسلامی؛

    ۱-ازشما میپرسم آیا هیچ انگاری حال زیرساخت های توسعه ی پایداردر حوزه ی شهرستان های چهارگانه کهگیلویه بزرگ ، آپارتاید عزت این حوزه را طبیعی جلوه می دهد ؟ چرا عقربه های سیاست هیجان زده نیستند؟ چرا آسانسوری وجودندارد وپله پله سانسور وفراموش ترمیشویم ؟ آیا چارچوب بی چارچوب توسعه ،مستلزم امتزاج ناپایداری ها در مرکز نقطه ی هدف نیست ؟

    ۲-آیا نشانه بحران سیاسی در حوزه ، ملغمه ای ازنوستالژی های سردرگم ودورنمایی سرسام نیست ، آری دروغ ایدئال همان طوقی که برگردن واقعیت آویخته شده ، ودر عمق این دروغ آیا به پرستش ارزش های معکوس منجرنمیشویم ؟

    ۳-آیا اگر پارانویا درسیاست محصول ماشین استبداد بود ، امروزه شیزوفرنی سیاسی محصول حضور سرمایه داران درسیاست نیست ؟

    ۴-آیاساختارسیاسی غیربازسازی شده ازجانب شما ، درمتن استمرار تاریخ حوزه ی کهگیلویه ، بازتولید جغرافیای ناسیونالیسم سرمایه، در تعارض مات ومبهوت فقر و سرمایه نیست ؟ اگر نیست ، پس چرا در عملکرد شما مردم مفقودالاثرند ؟ چرانشانی ، وقرابت بنیادین باانتظارات مردم وووضوح تام عملکرد شما مشاهده نمی شود ؟ چرا سیاست خفتگی اسرار توسعه راهویدا نمی سازد ؟ سردار در مجله ای خواندم نه دهم بیماری های هر انسانی ، ناشی از فشار و محنت ، ونکبت زاییده ازفقراست ، قوز سیاست های شما کمر مردم حوزه راخم کرده ، براستی چه کسی میتواند ، کریستف کلمب کاریزمای سیاست باشد ؟ چرا سفره های نفت ، نان را برسر تحصیلات مرحوم مهندس سجادخالقی ننشاند ؟ آری هرتدفین یادآور تدفین های دیگر است ،

    ۵-شما که نگرش خود را مدتی با لقب امیرکبیر واضع میزان وضابطه مند به سوی نفی وانکار زیرساخت ها و عملکرد نمایندگان ادوار گذشته حوزه بردید میشه بفرمایید نقشه ی راهتان در طی این چندسال به سوی کی ،چه وقت ، استواربود ، یا هنوز از لغات چرا ، ولی ، اما استفاده می کنید ؟ آیا چهار ذراع به نخبگان نزدیک شدید ؟

    ۶-من درشهرکوران ، حاضرم دراکولا باشم ، و خوب می دانم که پیشانی بی چین نشانه ی بی تفاوتی نیست ، عامل زیربنا تا ایدئولوژی روبنایتان چیست ؟ علی القاعده عده ای پشت کلمات ، کاسب کاری را پیشه می کنند وبالبخند ی کاذب آزادی بیان را ، با هسته ی آن سلاخی می کنند، چرا جناب دهقان که از حامیان شما بوده و هست ، درروزتجلیل ازجهادگران که شما هم افتخار حضوردادید ، اجازه نداد که من پشت تریبون بروم ، آیا ترس جناب دهقان با حضور شما ربطی داشت ؟

    ۷-آقای حاج عدل هاشمی ، من طرفدار حقیقت هستم ، مهم نیست چه کسی آن رامی گوید ،من طرفدار عدالت هستم ، مهم نیست برعلیه چه کسی باشد ، البته با این که بنیاد علوی در تنظیم اولویت ها سرگردان عمل کرده ونباید محدود به پلاسترینگ وگچ کاری ها باشد ، باشما موافقم ، شما به فرماندارسابق شهرستان ، دکتر کریمی نژاد نقد داشتید ، وفرمودید ، که نماینده دولت هستید مگذار بنیاد علوی قسر دررود ،حال اگر ایشون نماینده ی دولت بود ، مگر شما هم نماینده ی مردم همین دولت نبوده ونیستید ؟ شما چه تمهیداتی برای جلوگیری ازقسر رفتن بنیاد در نظرگرفتید ؟

    ۸-در عطر ادب به تمبر هدف بچسبید ، ما دانشجویان دانشگاه پیام نور لنده به اندازه ۸سال جنگ ، در تقلای آسودن ونیاسودن سنگ زیرین آسیاب شدیم ، وبرای به گورسپردن مطالبات بحق مان که گویی خواست دونیرو ی کروگنگ ولال در سیستم اداری دانشگاه ، و تکمیل ساختمان نیمه کاره ی ۸۰درصدی دانشگاه بود ، اجازه نمی دهیم شعورمان در قنداق دروغ هایی کلان به خواب جهل فرو رود ، توصیه می کنم ، سردار شما باگرفتن ۲۰درصد مابقی بودجه دانشگاه از بنیاد علوی ، ازقسر رفتنش جلوگیری کنید ، ببینید سردار با سر نیزه می شود هرکاری کرد ،ولی نمیشود بر روی آن نشست،
    بهتر است ، قضاوت هایتان رابانتایج عملی پیوند دهید ، با وعده و شعار، مطالبات دانشجویان به قلعه ی مون بلان تبعید می شود ، براستی در سیاه چاله های اندوه آوارگی ما دانشجویان لنده ،بهمن بیگی درد ما کیست ؟ چرا شخصیت و هویت دانشجو ، در مینیمال دانشگاه پیام نور لنده ، نهالی تاثیرگذار در پایه های توسعه باشد ، اما هرگز شاهد درخت شدنش نباشیم ؟ آیا اگر آموزش باکیفیت بهتر صورت گیرد ، توسعه سریع تر صورت نمی پذیرد ؟

    ۹-شما فرمودید ، ساخت ساختمان دانشگاه پیام نور با خرد جمعی صورت می گیرد ، ولی من معتقدم ، تکمیل ساختمان دانشگاه نه راهی دارد ونه شاهراه ، بلکه همت راستین می خواهد ، چرا که خرد جمعی مسئولیت پذیری را ایجاب می کند ، که آفریننده باشد وهمیشه تحقق عدالت با الگوی عمل به کارآید،

    ۱۰-در خصوص این که فرمودید ، جناب سعیدی کیا من که میدانم ، در بنیاد علوی چیکار کردید ، اما چون نیروی ارزشی هستی احترامت رو دارم :

    معمولاً از کشمکش های چند بعدی سیاست متولد می شود ، ولی چرا ابزار منطقی نقد واهرم چسبناکی گفتمان را با حرکات پوپولیستی ، در درگیری ها به کار می برید ؟ چرا ابزار منطقی نقد را پیش ازپیش ازما می گیرید ؟ چرا قواعد بازی را رعایت نمی کنید ؟ آیا این چنین ویرانگری برخلاف سادیسم وماروخیسم هدفی جز ازمیان برداشتن دیگران دارد ؟ آیا با ویرانگری و دگر محکومی آقای سعیدی کیا ، به دنبال ملجا و سازوکار ی برای فرار ازکم کاری و عملکرد جنابتان نیستید ؟ آیا دروردی که بره ها در حوزه ی سیاست کهگیلویه می خوانند ، سیاست متوهم نیست ؟
    سردار در رتبه بندی ارزش ها ، صداقت در جایگاه اول قرار دارد ، وآن کس که بدون رودربایستی حقیقت رابگوید ، دربند عقاید نیست ،آیا ارزش ها در ریشه و تغییرات از برگ ها آموخته نمی شوند ؟ آیا ارزش ها درسلسله مراتب هدایت گر کنش نیستند؟آیا ارزش تبلوری از ارتباط و نگرش ناظران برای اهداف معیاری نیست ، که فریاد می زند سرباز ایده آلم نه بنده ی ایده آل ؟ آیا ارزش ها در نظام آرمانی قرار دارند ، یا در حوادث و مسائل عینی ؟ آیا ارزش ها در سلسله اصول کلی ، ثابت و مطلق تغییر می کنند ، یا مصادیقی هستند که دلخواه افراد و مورد خوشایند آن ها نیست ؟ چرا بر دیوار عملکردتان پوستر تبلیغاتی می چسبانید ؟ سردار ، ارزش ها معمولاً اعمال را می گزند ومی پرسند واقعیت چیست؟ باور بفرمایید ، هیچ کس آنقدر مقدس نیست ، که نتوان ازاو انتقاد کرد ، اما چرا بدون سند و مدرک حقیقت در عملکرد بنیاد علوی رالخت می کنید وسعیدی کیا را تهدید می کنید ، خوب ایشان چه کاری کردند ؟ چرا با مردم شفاف نیستید ؟آیا می دانید نزدیک به چند ماه است که منتظر جواب شما بودم ؟ چرا بانگ میزنید وبه عقب می روید و سکوت می کنید؟ ارزشی که شما ازآن دم می زنید زیر پرچم ارج عدالت است یا رابطه ؟
    چرا با اخفاکاری ، شلاق برسر ارزش ها می کوبید ؟ آیا نمی دانید اگر صادق نباشید ، ارزش ها در قالب رفتارهای انحرافی ، تظاهرات نامطلوب پیدا می کنند ؟ چرا حقیقت را خادم مصلحت می کنید ؟شما که رل خود را بازی کردید ، چرا حقیقت را مخفی می کنید ؟

    درپایان ، به گمانم رنسانس سیاسی علاج قهقراست.

    سید غفار فتحی
    ۱۳۹۸/۳/۳